صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
پيغام مدير :
-------------------------------
-------------------------------
پيغام مدير : اولین بار که گفتم دلتنگت هستم ابر ها را به زمین آوردی و با ابرها باریدی و تمام نوشته های تبدارت را فریاد زنان گریستی ستاره ها را بغل زدی و پشت پنجره ام به نخ کشیدی از تاریکی می ترسیدم و تو خوب می دانستی ! برایم ، با جوهر سبز نوشتی : می ترسم و مضطربم و با آنکه می ترسم و مضطربم باز با تو، تا آخر دنیا هستم * ابرها بالای سرم می گریند و من هر روز به آخر دنیا می رسم ، تنها بی تو دلتنگ ... .